موهايم را بلند كردم كه وقتي از خواب بيدار ميشوم پريشاني اش دل مردانه ات را ببرد به ناكجا آباد!
بعد از سفر به آن ديار شانه بدست بگيري و اين خرامان موهايم را شانه كني،
كه موهايم را با حوصله تار و پودش را ببافي و رج به رج دوستت دارم را زمزمه كني
بعد،بنشيني كنارم و من قربان دست و پنجه ي مردانه و پر حوصله ات بروم...