ش
شاعر دهه هفتادی ۵ سال پیش
پیام

موهايم را بلند كردم كه وقتي از خواب بيدار ميشوم پريشاني اش دل مردانه ات را ببرد به ناكجا آباد!
بعد از سفر به آن ديار شانه بدست بگيري و اين خرامان موهايم را شانه كني،
كه موهايم را با حوصله تار و پودش را ببافي و رج به رج دوستت دارم را زمزمه كني
بعد،بنشيني كنارم و من قربان دست و پنجه ي مردانه و پر حوصله ات بروم...

م
مریم ح ۵ سال پیش
پیام

میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.