اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیابرای از تو سرودن مرا کم است
اکسیر من ،ن اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعرِمن حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تورا کنار خود احساس میکن�
اما چقدر دلخوشی خوابها کم است
خونِ هرآن غزل که نگفتم به پای توست
ایا هنوز امدنت را بها کم است...!