یروزی سه تا مرد ایرانی آمریکایی و عراقی میرن تو یه خونه مجردی زندگی کنند.فردای اون روز ازراعیل از راه میرسه و میگه باید با ارزشترین وسیله تونو به من بدید.آمریکاییه یه کفش فلزی میده.عراقیه هم دو تا خنچر بزرگ میده.ایرانیه هم یه بمب هستهای میده.ازراعیل آون وسیله هارو برمیداره و میزاره تو جیبش و میره.بعد آون سه مرد برگیردن به خونه هاشون.آمریکاییه میرسه میبینه سر پدرش با زمین یکی شده و مادرش داره گریه میکنه.عراقیه هم میره میبینه سر پدرش از نصف جدا شده و مادرش گریه میکنه.ایرانیه هم میره میبینه که محله رفته به باد و مادرش هم میخنده.ایرانیه میگه چی شده و بعد مادرش میگه پدرت تو دستشویی بود و گوزید و محله رفت ب باد.
نتیجه.چرا این اتفاقات افتاده.
جواب.چون جیب ازراعیل سوراخ بوده.