بچه ها راستش میخواستم یه اعترافی کنم...نمیدونم چطور باید بگم ...گفتنش سخته...اما..اما...خب راستش من ...امممم من...من....م..ن....یه مدتی هست ک ...ه...عا... عا....عاش ...عاششق یکی ازپ پ پ پسرای سایت شدم....خیلی زیاد دوستش دارم و هرروز وقتی درس میخونم بهش ...بهش.. بهش فکر میکنم و اسمش رو توی یه قلب گوشه ی جزوه هام نوشتم .... الآنم میخوام نام کاربریش رو بگم...و اینکه اخیرا هم مطلب فرستاده...خب اسمش هست ...چطور بگم ...سخته برام گفتنش اما میگم....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ستادایجاد هیجان و دلهـــره در مذکـــران عزیز و گرامی سایت:)))
ماشالله که با چه اشتیاقی هم دارن میخونن! خجالت هم خوب چیزیه هااا یکمم حیا کنید. واقعا که اعتماد به سقــفــتون بصورت اوریب تو حلق ببعی سایت :))من اگه اندازه شما به خودم اعتماد داشتم الآن با این سن کم جراح و فوق تخصص مغز بودم و در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد تدریس میکردم!!!! ¬_¬ به قول داداش کامران برید از خدا بترسید ~_~