من نیاز دارم به دنیایی دیگر کوچ کن�
با کم شدن جاذبه
پرواز به آسمان
بچرخم و بگردم و دور شوم از زمین
جایی در آسمان ها فرود بیا�
در سیاره ای که ابرهایش مثلثی شکل باشند
رودخانه هایش نارنجی
درختانش نقره ای
آسمانش سفید و زمینش همیشه سبز
کوه هایش قرمز که با نور آبیِ خورشید سایه ی بنفش رو پدیدار کند
کبوترانش طلایی
روی شانه ی هرکسی بنشینند آرزویش محقق شود
آفتابگردانش آبی فیروزه ای و پروانه هایش زرد و خاکستری غروب ها از ابرهای مثلثی برف لاجوردی ببارد و تمام شب انعکاس ماهتاب را بر آبی لاجوردی تماشا کنی
موجوداتش ناشناخته و ضد آدمیانی که تا حال دیده ا�
چشمان زیاد و دو بال داشته باشند
قلبهایشان سفید و بیرون باشد و تپش هایشان قابل شمارش
افکارشان روی بال هایشان نمایان شود
و هر زمان که عاشق شوند قلبشان قرمز شود
شاید
شاید موجودی
دور تر از این مرزها مرا عاشق شود
مرا زندگی کند
و مرا با قلب قرمز بخواهد
من نیاز دارم به دنیایی دیگر کوچ کنم...
《کیان_آشفته》