ژ
پیام

داشتم خاطره ی امروزم رو توی دفترم مینوشتم و تاریخ زدم.حس کردم ١٨ دی چقدر اشناست! روزیه که امام اومد؟ نه نه انقلاب پیروز شد نهه اون که بهمن بود:|و.... یادم اومد توی یک پستی دیدم نوشته بود ادمین تولدش ١٨ دی هست (الآن فهمیدین چقدر حافظه ام قوی هست یا بیشتر توضیح بدم؟؟) خلاصه که اگر همون ادمین شما هستی عاج ماموته تو حلقت داداش و تولدتم مبارک:))
حالا به مناسبت تولدتون چند تا خاطره ی واقعی غیرقابل انتشار !میگم تا حداقل خودتون بخندید.
دوستم که البته دانشگاهمون جداست عاشق یک اکسترن که فقط چند بار توی کتابخونه دیدتش شده :||| میخواست بهم بگه چهارشنبه بعد از امتحانم میرم زیر پستش کامنت میذارم ،گفت چهارشنبه میرم زیرش.... یعنی تک تک سلول هام همدیگرو جویدن از خنده :))
_یه بار معلم دینی مون که آقا بود! خواست بگه یکسری از افراد زندگی رو جدی نمیگیرن،جای "ج" و "ز" عوض شد وچنان چیزی گفت ! همون واژه ی زشت رو خیلی رسا و بلند جلوی ٣٠ تا دختر منحرف به زبون اورد:))...طفلی سرررخ شده بود فقط به سقف نگاه میکرد:)
_تازه کتاب آناتومی نتر رو خریده بودم که البته لازم نبود بصورت اضافه گرفتم پس ناآشنا بودم به فصولش.قبل از شدت یک سری اتفاقاتی که نمیخوام بگم خودتون درجریانید و...رفتم توی فاز مسخره بازی و داشتم به دوستام میگفتم الآن با نتر فال میگیریم ببینیم امتحان کنسل میشه یا نه. اگه جایی که من دوست داشتم(کرانیوم. قلب . سیستم گوارشی ) اومد یعنی آره! خلاصه چشممو بستم کتاب رو باز کردم!واییییی یعنی چنان چییییزی دیییییدم.بله بله همون که اومد توی ذهنتون ...اونم از روووبه رووو و تمام رخ !
معمولا توی کتابهای منبع تصویر لعنتی نیمرخش بیشتر از تمام رخش هست حالا از شانس من :(دوستام انقدر خندیدن که دل درد گرفتن همشون ولی خداروشکر هیچ مذکری اونجا نبووود :) اینا رو واسه شما نوشتم مشکلی نیست منتشر نشه به هر حال من خودمو واسه تبخیر شدن از خجالت خاطره ی سوم جلوی استادی که میدونه عضوم آماده کردم :)
موفق باشید خانم صادقی .عهه ...نه نه ببخشید.... چیز...اممم ...آهان آقای موحدی
_________________________
ادمین: خاطراتت بامزه بود . ممنون لطف داری به ما

ی
یکی ۳ سال پیش
پیام

عشق رو باید ساخت، پیدا کردنی نیست...با عقل و منطق انتخاب کنین،بعد عشق رو بسازین...هیچ آدمی بی عیب نیست،حتی خود شما...
بعضی ها که قبل ازدواج عاشق میشن،بعدا پشیمون یا حتی جدا میشن...چون یا فریب خوردن یا عاشق تصویر خیالی خودشون از اون آدم شدن ،اون آدم رو درست نشناختن...خوبی خواستگاری همینه..با کمک خوانواده یک انتخاب درست می کنین...شما باید احساس خوبی به این انتخاب داشته باشین،خانواده هم اون شخص و خانواده شو تایید کنن...

Q
QARABAGH HEROS ۴ سال پیش
پیام

سلام به همه عزیزان
اولین بار که اومدم این سایت ۱۵ اردیبهشت ۹۲ بود و الان دقیق دقیق ۸سال از اون روز میگذره...
اون روز ها همه چی حتی این سایت هم رنگ نشاط عجیبی داشت خیلی فضای عالی داشت
هشت سال مداوم خواننده و نویسنده سایت بودن رفیق های ارزشمندی داشت... کامران و الهامش؛امیر ۲۱؛سایلار؛ داش عباس و ویک ویک عزیز؛
اون موقع ها آقا کیان آشفته نبود حالش خوب بود...
یه جمعی بود پاتوق دوستان همه حال همو میپرسیدیم وقتی بیمار شدم خیلی از دوستان بامن همدردی کردن...خیلی چیزا رو با این سایت تجربه کردم دم روزگار گرم...چه ذوقی داشتم وقتی اولین بار اسممو توی کاربران برتر دیدم...
گذشت موهامون سپید شد قلبمون سیاه...
ما با دنیا ساختیم اون مارو فشرد...
ما با روزگار رو راست شدیم اون ما رو پیچوند...
امیدوارم همه دوستان مخصوصا جمع قدیم پاتوق دوستان تا ابد سرزنده و سالم باشند همیشه به یادتون هستم... امیدوارم این سایت همیشه پایدار باشه بعدی ها بیان بخونند زندگی ما رو بدونن ما اینجا جوونی کردیم در عین جوونی پیر شدیم...
دیگه انگیزه واسه اومدن نیست به خدا میسپارمتون...
(یه روزی بدون اینکه چیزی بفهمی من کیلومتر ها این طرف تر یه مُرده خواهم بود)!
در پناه خدا و ارزوی خوشبختی
خدانگهدار

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.