من می بینم سکوت می کنم ، می شنوم سکوت می کن�
ناراحت میشم سکوت می کنم ، عصبانی میشم سکوت می کنم
رد میشم سکوت می کنم و در آخر سکوت می کنم فراموش می کنم
اینجوری نبودم اینجوری شد�
فقط یه وقتایی سکوت نمی کنم اونم وقتاییه که عزیزترینام خوش باشن
منم با اونا می خندم حرف میزنم و فراموش می کنم ذره ذره همه بدیایی که در حقم شد
یاد گرفتم عزیزترینام یعنی خانوادم لیاقت شاددترین روزا رو دارن
حیفه که به خاطر پستی بعضی آدما دلخوشی اونارو از بین ببرم