زندگی نامه بچه های فورجوک به روایت طنز قسمت یک :(با لحن راز بقا بخونین) این قسمت عباس مستقی�
وی به پدر فانتزی سایت معروف بود و دیده شده در بعضی موارد در پست های خویش خود را به عنوان تایگر معرفی کرده است او عاشق شلوار کردی مخصوصا گوجه ای است در پست های قدیمی ترش از کلمات پراید گوجه ای و پسته و آب و تف قاطی کردن را بیشتر استفاده کرده بود دیده شده که پدرش با زانو به شکمش وارد شده و قلیانش را شکسته است او هماکنون در سربازی به سر می برد و آنجا مسئول آشپزخانه است و در غذای بچه ها فلفل میریزد تا پس از سربازی سوژه ای برای سایت داشته باشد در بعضی موارد این موجود را در حال زدن بانک دیده اند وی دستش با یتی ها در یک کاسه است و خون مردم را در ارتفاعات دماوند میمکد وی رابطه خوبی با چند گونه موجود دیگر از جمله موحدی و کیان و کرکس و کامران و... دارد که در مستندات بعدی از آن ها خواهیم گفت