پوریا ۶ سال پیش
پیام

زندگی نامه بچه های فورجوک به روایت طنز قسمت یک :(با لحن راز بقا بخونین) این قسمت عباس مستقی�
وی به پدر فانتزی سایت معروف بود و دیده شده در بعضی موارد در پست های خویش خود را به عنوان تایگر معرفی کرده است او عاشق شلوار کردی مخصوصا گوجه ای است در پست های قدیمی ترش از کلمات پراید گوجه ای و پسته و آب و تف قاطی کردن را بیشتر استفاده کرده بود دیده شده که پدرش با زانو به شکمش وارد شده و قلیانش را شکسته است او هماکنون در سربازی به سر می برد و آنجا مسئول آشپزخانه است و در غذای بچه ها فلفل میریزد تا پس از سربازی سوژه ای برای سایت داشته باشد در بعضی موارد این موجود را در حال زدن بانک دیده اند وی دستش با یتی ها در یک کاسه است و خون مردم را در ارتفاعات دماوند میمکد وی رابطه خوبی با چند گونه موجود دیگر از جمله موحدی و کیان و کرکس و کامران و... دارد که در مستندات بعدی از آن ها خواهیم گفت

ی
یکی ۳ سال پیش
پیام

عشق رو باید ساخت، پیدا کردنی نیست...با عقل و منطق انتخاب کنین،بعد عشق رو بسازین...هیچ آدمی بی عیب نیست،حتی خود شما...
بعضی ها که قبل ازدواج عاشق میشن،بعدا پشیمون یا حتی جدا میشن...چون یا فریب خوردن یا عاشق تصویر خیالی خودشون از اون آدم شدن ،اون آدم رو درست نشناختن...خوبی خواستگاری همینه..با کمک خوانواده یک انتخاب درست می کنین...شما باید احساس خوبی به این انتخاب داشته باشین،خانواده هم اون شخص و خانواده شو تایید کنن...

Q
QARABAGH HEROS ۴ سال پیش
پیام

سلام به همه عزیزان
اولین بار که اومدم این سایت ۱۵ اردیبهشت ۹۲ بود و الان دقیق دقیق ۸سال از اون روز میگذره...
اون روز ها همه چی حتی این سایت هم رنگ نشاط عجیبی داشت خیلی فضای عالی داشت
هشت سال مداوم خواننده و نویسنده سایت بودن رفیق های ارزشمندی داشت... کامران و الهامش؛امیر ۲۱؛سایلار؛ داش عباس و ویک ویک عزیز؛
اون موقع ها آقا کیان آشفته نبود حالش خوب بود...
یه جمعی بود پاتوق دوستان همه حال همو میپرسیدیم وقتی بیمار شدم خیلی از دوستان بامن همدردی کردن...خیلی چیزا رو با این سایت تجربه کردم دم روزگار گرم...چه ذوقی داشتم وقتی اولین بار اسممو توی کاربران برتر دیدم...
گذشت موهامون سپید شد قلبمون سیاه...
ما با دنیا ساختیم اون مارو فشرد...
ما با روزگار رو راست شدیم اون ما رو پیچوند...
امیدوارم همه دوستان مخصوصا جمع قدیم پاتوق دوستان تا ابد سرزنده و سالم باشند همیشه به یادتون هستم... امیدوارم این سایت همیشه پایدار باشه بعدی ها بیان بخونند زندگی ما رو بدونن ما اینجا جوونی کردیم در عین جوونی پیر شدیم...
دیگه انگیزه واسه اومدن نیست به خدا میسپارمتون...
(یه روزی بدون اینکه چیزی بفهمی من کیلومتر ها این طرف تر یه مُرده خواهم بود)!
در پناه خدا و ارزوی خوشبختی
خدانگهدار

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.