داستانی زیبا از دکتر خدادوست:
اون موقع یه بچه تو مدرسه بود به اسم اصغر . اون بچه خیلی تخس و شری بود وهم رو اذیت میکرد.
من گفتم بیاریدش تو کلاس من. وقتی اومد تو کلاس من اونو مبصر کلاس کردم ،بهش اعتماد کردم و سر هر کارو تشویقش میکردم .باور کنید بهترین کلاسی بود که داشتم ،به همه بچه ها اهمیت میداد ، ناخون های همه رو مرتب رعایت چک میکرد،به درس خودش و همه اهمیت میداد و...
الانم یکی از بهترین دکترا تو ایران و شیراز هست .
باز هم همون جمله زیبا از وی:اگر به کسی اعتماد خالصانه داشته باشین مطمعن باشین بهترین شکل ممکن اون کار رو براتون انجام میده.