بسم الله الرحمن الرحیم
به یاد آوردم آن ایام خوش را
که رفتم خواستگاری بعد شامی
پدر مادر تنی چند از فوامیل
مرا بودند آن شب یار و حامی
گل و شیرینی و لبخند و شادی
بشد رد و بدل با احترامی
پدر از جانب ما شد مقدم
پس از احوال پرسی و سلامی
برای خود جوانم را تقبل
بفرمائید از بهر غلامی
پدر خانم پس از آن رو به من گفت
تو هم صحبت بفرما ای گرامی
بگفتم مدرک من هست دیپلم
به کسب و کار دارم اهتمامی
بسازم خانه ای خوب ان شاالله
ز پول خویشتن همراه وامی
..... اد مه دارد
باقری خورآبادی