بهم ميگن اميد داشته باش
ميگم اميد برام مرده
ميگن چرا؟
ميگم داستانش طولانيه
ميگن بگو
ميگم پ گوش کن
يه رفيق داشتم از دبستان
اسمش اميد بود
تا دبيرستان با هم بودي�
خيلي بخاطرش دعوا کرد�
تو يکي از دعواها که تعداد اونا زياد بود
يهو ديدم اميد نيست
در رفته بود
از همون روز از کلمه ي اميد حالم بهم ميخوره و ترجيح ميدم تو حال زندگي کنم...