J
JAvAD-M ۷ سال پیش
پیام

◄ در 4 سالگی می‌گفتم: پدرم بهترینه.
◄ در 6 سالگی می‌گفتم: پدرم همه را می‌شناسه.
◄ در 10 سالگی می‌گفتم: پدرم عالیه اما کمی بداخلاقه.
◄ در 12 سالگی می‌گفتم: وقتی بچه بودم پدر مهربان تر بود.
◄ در 14 سالگی می‌گفتم: پدر داره نسبت به من کنجکاو میشه.
◄ در 16 سالگی می‌گفتم: پدرم مال عصر و دوره‌ی ما نیست.
◄ در 18 سالگی می‌گفتم: با مرور زمان اخلاق پدرم بدتر میشه.
◄ در 20 سالگی می‌گفتم: سخته پدر را ببخشم، تعجب می‌کنم مادر چطور اونو تحمل میکنه!
◄ در 25 سالگی می‌گفتم: پدر با همه‌ی کارهام مخالفه.
◄ در 30 سالگی می‌گفتم: خیلی سخته با پدر به توافق برسیم، نمی‌دونم وقتی پدر جوان بود پدربزرگ چه از دست او می‌‌کشید.
◄ در 40 سالگی می‌گفتم: پدرم ما رو با ضوابط و قواعد بسیاری تربیت نمود، من هم باید چنین کنم.
◄ در 45 سالگی می‌گفتم: در حیرتم پدر چطور موفق شد ما رو تربیت کنه!
◄ در 50 سالگی می‌گفتم: کنترل فرزندان خیلی دشواره، پدر چقدر برای تربیت ما متحمل سختی شد.
◄ در 55 سالگی می‌گفتم: پدرم خیلی دور اندیش بود، و برای آینده‌ی ما برنامه ریزی می‌کرد، پدری نمونه و مهربان بود.
◄ اما اکنون در سن 60 سالگی میگم: پدرم بهترینه.
در این گردش 56 ساله‌ی عمر به نقطه‌ی آغاز در چهارسالگی بازگشتم:
♡❤ «پدرم بهترینه» ♡❤

M
Mani ۵ سال پیش
پیام

بابا جوووووون... دوست دارم یه عالمه❤️❤️❤️روزت مبارک...
راستی... یه لپتاپ پیدا کردم 2 میلیون... دیروز اتفاقی یه بنز باحال هم پیدا کردم،کلا یه میلیارد بود... یه گوشی آیفون 11 پرو هم دیدم به اندازه ی یه کلیه می ارزید... ولی حیف که پول ندارم... داری قرض بدی؟
سلامتی باباهایی که برای بچه هاشون هیچی کم نذاشتن.

گ
پیام

پدر
پدر کیه؟
تا حالا بهش فکر کردین؟
اگه بخوایم به صورت واقعگرانه به نقشش تو زندگیمون نگاه کنیم ، باید برای دقایقی نبودش رو فرض کنیم:
خوب ، اولین مشکل ، مشکل مالی پیش می یاد . کی باید خونه رو بگردونه ؟ کی باید تامین کننده وسایل مورد نیاز خونه باشه ؟
بعد مسئله مالی ، تازه واقعا از خواب بیدار میشیم : چی شد؟؟؟ پدرم؟ الان به کی تکیه بدم؟ وقت مشکلات ، وقت شادی ، . وقت غم به کی تکیه کنم؟
بزارید یه مثال برای خودم بزنم:
یکی از دکتر های ایرانی تعریف می کرد که ؛ پدرم یه کارمند دولت هستش . چند روز پیش بهم زنگ زد . بعد حال و احوال و حرف های همیشگی ، بهم گفت : پسرم ، این روز ها مشکل مالی نداری ؟ این ماه حقوقم زیاد عه . می خوای برات بریزم ؟
بگم خشک شدم ، دروغ نگفتم . من مطمئنن به پول یک یا 2 ملیون پدرم نیاز ندارم . خودم روزی با عمل هام چند ملیون در می یارم .
ولی
ولی باورتون میشه وقتی این اعتماد رو داد ، پشتم گرم شد؟
فهمیدم وقت نیاز ، وقت سختی ، می تونم به یه ادم نه
به یه کوه تکیه کنم؟
یادم اومد من یه بار به پدرم این حرف رو نزدم ! من آخرین سری کی کابینت خونه مادرم رو چک کردم که چیزی کم و کسر دارن؟
با صدای الو الو پسرم های پدرم به خودم اومدم . گوشی خیس شده بود . نفهمیده حال و هوام بارونی شده بود . با حال خرابم گفتم : نه بابا جانم ...
سایه تو بالای من هست ، دیگه دنیا رو هم نمی خوام ....
ممکنه کسی که این متن رو می خونه ، پدرش رو از دست داده باشه . ولی ممکن هم هست یکی مث من ، به خودش بیاد .
سلامتی والدینمون ، که نه تکرار میشن ، نه تکراری...
یا علی
ساعت 4:50 دیقه صبح

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.