هری:اگر این حرفها رو بهم میزدی، باعث میشد کمتر ازت دلگیر
بشم.
دامبلدور: کور بودم. این کاریه که
عشق میکنه. نمیدونستم که تو نیاز داری از نزدیک بشنوی
این پیرمرد خطرناک، حقهباز... تو رو خیلی دوست داره.
هری:این حقیقت نداره که من هیچ وقت شکوه و شکایت نکردم.
دامبلدور:هری، هیچ وقت یک جواب کامل و بینقص توی این دنیای بههم ریخته و احساسی پیدا نمیشه. کمال فرای دسترس نوع بشر و جادوئه. در هر لحظه ی درخشانی از شادی، قطره ای سمی وجود داره: علم به اینکه درد و غم دوباره سراغمون میاد. با کسایی که عاشقشون هستی، روراست باش، دردت رو بهشون نشون بده. دردکشیدن همونقدر برای انسان لازمه
که دردکشیدن.
هری پاتر -فرزند نفرین شده