اي زندگي من خسته ام تاکي سکوت تاکي قفس
اي مرگ تو اين دست من دستم بگير
در سينه ام اي آرزو محض خدا ديگر بمير
اي لحظه ها من از شما زخم خورده ام ترکم کنيد
اي روز وشب من آدمي دل مرده ام درکم کنيد
من تا گلو در حسرتم افسرده ام درکم کنيد
از وحشت فرداي خود آزرده ام درکم کنيد
اي اشک گرم آروم بريز بر گونه بيمار من،لذت ببر اي غم تو از اينهمه آزاره من
اي لحظه پايان من اين امشبو فردا نکن........