ش
شاه شطرنج ۸ سال پیش
پیام

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.