گدایی به در خانه خسیسى رفت و چیزی خــواست .
صاحبخانه به غلامش گفت : مبارک ، به قنبر بگو كـه
به یاقوت بگوید که به بلال بگوید که بـه گـدا بگوید که
در خانه چیزی نداریم كه به او بدهيم !!!
گــدا كه پاسخ صاحبخانه را شنیده و رنجيده خاطر
شده بـــــود ، دستاتش را رو به آسمان بلند كرده و
گفت : خـــــــــــــدایــــــــــــــاااااااا ، به جبرئيل بگو
كه بــه میکائیل بگوید که بــه اسـرافیل بگوید که بـــه
عزرائيل بگوید که انشاءالله هـر چه زودتـــر ، جـــان
صاحبخانه را بگیرد !!!!! ::))))))))