ع
عمرا اگه بگم ۸ سال پیش
پیام

سکانسی که امشب تو کافه نال دیدم نقطه عطفی در زندگیم بود!
پسر آدامس‌فروش شش‌هفت‌ساله اومد. بچه‌ها یه تُست شش‌تکه براش بردن. بعد از چند دقیقه که مطمئن شد مال خودشه، شروع کرد. حواس‌مون پرت شد؛ رفته بود.
یه تکه از تست رو خورده بود، جاش یه آدامس گذاشته بود :|
خدای مناعت‌طبع بود.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.