z
zahra77 ۸ سال پیش
پیام

وقتی پا به این دنیا گذاشتیم به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟
گفتند: با دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازیِ چی؟
سوت آغاز بازی رو زدن! ...
فقط فهمیدم "خدا" تو تیم ماست…
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد.
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم، امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم، خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه می‌بریم حالا بازی کن!
گفتم آخه چطوری؟
بازم خندید و گفت :
خیلی ساده فقط پاس بده به من,
باقیش با من...
پس الهی به امید تو...

ف
فریبا**حافظ** ۴ سال پیش
پیام

خدایا خودت مراقب عزیزترینم باش،
که دیوار حادثه‌ها بلند است و دستان من کوتاه،
که ابرهای بیماری بسیارند و چتر امنیت من کوچک،
که اگر تو نباشی، خیالم از بابت هیچ چیز راحت نیست.
مراقب عزیزترینم باش نه روانش زار شود، نه جسمش بیمار،
که من طاقت بغض و اندوه و بیماریِ عزیز، ندارم.
عزیزترینم را ؛ به تو می‌سپار�
خودت او را میان آغوش امن خدایی‌ات جا کن،
خودت ضامن آرامش و سلامتی‌‌اش باش،
که او با ارزش‌ترین دارایی من روی زمین‌است،
و من فقط به «تو» می‌سپارمش...

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.