ولله که من عاشق چشمان تو هست�
ولله که تو باخبر از این دل زاری
مهمان خیالم شده ای هر شب و هر شب
ولله شبیه من دیوانه نداری
حقی که مرادی و مریدت شده ام من
حقی که تو خورشید زمینی و زمانی
هاشا که به غیر از تو کسی در دلم افتد
هم سرور و هم بی سر و هم عین و عیانی
هیهات اگر یار بخواهی و نباش�
ای وای به من گر تو مرا یار ندانی
باید به تو زنجیر کنم بند دلم را
جانی و جهانی و چنینی و چنانی
هیهات..........حامد همایون