سلام...
(سعید در حال ارگ زدن و خوندن آهنگ)
(بهروز در حال شمردن پول)
بهروز: اَه! بزار ببینم دارم چه غلطی میکنم دیگه؛ با اون صداش.
نود و دو، نود و سه، نود و چهار، نود و پنج، نود و شیش، نود و هفت، نود هشت، نود و نه...
سعید!!! روزگارتو سیاه میکنم.
سعید: جووون مادرت وایسا! ایناها...ایناهاش، ایناهاش...
ورداشتم جای سی تومنی که ازت طلب داشتم.
بهروز: این که صد تومنیه!!!
سعید: خب هفتاد تومن تو طلبکار شو؛ میمیری!؟!؟
فیلم چراغ قرمز
#پست_اوّل
خودتون لایک میکنید دیگه ^__^