یوز ایرانی برادر دیده ای
وصف آن بشنو اگر نشنیده ای
گربه سانی وحشی است وبا وقار
پوستی دارد لطیف و خالدار
یوز زیبا و زرنگ وتیز پا
می دود چون باد اندر دشتها
می دود تا دور گردد از خطر
یا شکاری را گرفته در نظر
زیر چشمانش دو خط اشک بین
گو که گریه کرده است این نازنین
موقع عصر و غروب آفتاب
خارج از لانه شود از بهر آب
با خردمندی و سعی وکار ما
می شوند احیا دوباره یوز هاها