: درد یعنی اینکه
از سلامتی جسمی و روحی بی بهره باشی
درد یعنی ببینی عزیزانت سلامتی کامل نداشته باشن و نتونی کاری براشون انجام بدی(اعم از خانواده،دوست و اطرافیان)
درد یعنی: تظاهر کردن به شاد بودن و خندیدن
درد بزرگ دیگه ای هم هست به اسم(نداری،فقر،)
درد یعنی زیر بار منت نامرد رفتن
درد یعنی غرورت و حقت پایمال شدن
درد یعنی از دهان گرگ که زخمیت کرده فرار کنی ناخداگاه بیوفتی زیر چنگال شیر اونم زخمیت کنه و مجدد با تنی زخمی فرار کنی باز بیوفتی جلوی گرگ درنده نامرد
درد یعنی حس کنی داری لقمه گرگها و شیرها میشی
درد یعنی هرچی خوبی کردی و دعا کردی
تاثیری نداشته و خدا هم ازت غافل شده
تا گرگ ها و شیرها بیشتر و بیشتر خونت را بیاشامند!