ه
هماى سعادت يك ۹ سال پیش
پیام

مـردى كه دزد به خانه اش زده و همه دار و ندارش
را بـرده بود مدام بر سر و روى مى كوفت و فــرياد
و فغان مى كرد .
عاشقى زار و نزار از دورى دلبر و آواره و پريشان
از بى مهرى يار بدو رسيد و پرسيد تو را چــه پيش
آمده كه اين چنين زجه و مويه مى كنى ؟
مــــرد گفت : من مالباخته ام برادر .......
عاشق گفت : خـوشا بــه حـــالت كه مــال باخته اى
من خود باخته ام .....!!
تو مال به تلاش باز خواهى يافت اما من خــــود را
هـــرگـــز .....!!

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.