در زندگی از چیزهای زیادی میترسید�
ونگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم
وحالا ترسی از آنها ندار�
از ( تنهایی ) میترسیدم،
یاد گرفتم (خود را دوست بدارم)
از (شکست )میترسیدم
یاد گرفتم( تلاش نکردن یعنی شکست )
از( نفرت مردم ) میترسیدم
یاد گرفتم ( بهرحال هر کسی نظری دارد )
از ( درد ) میترسیدم
یاد گرفتم( درد کشیدن برای رشد روح لازم است )
ز
از ( سرنوشت ) میترسیدم،یاد گرفتم
( من توان تغییر آن را دارم )
از( آینده ) میترسیدم
یاد گرفتم ( میتوان آینده بهتری ساخت )
از ( گذشته ) میترسید�
فهمیدم ( گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد )
و بالاخره از((( تغییر ))) میترسیدم
تا اینکه یاد گرفت�
((( حتی زیباترین پروانه ها هم ،قبل از پرواز کرم بودند و
و *** تغییر *** آنها را زیبامیکند )))