یه زمونی وقتی کلی راه رو می کوبیدی و می رفتی پیش دوستت که ببینیش بهت می گفت : رفیق با معرفت ، حتی اگر هر هفته هم می رفتی، باز منتظرت بود، اما الان سالی یه بار هم زنگ بزنی بگی می خوام بیام پیشت ببینمت ، از رفتارش می فهمی که فقط یه مزاحمی، حتی اگر به روت نیاره!
این حکایت پایان دوستیهاست.