دانه های برف .....
افتادنشان روز های آمدن
و با تو بودن را به یادم آورد
آب شدنشان رفتنت را .....!!
چقدر هوا سرد است
دلِ دستانم .....
هوس آغوش گرم دستانت را كرده ست .....!!
ها ها ها ها ..............
نه دیگر فایده ای ندارد
دم نفسم
دیگر گرمایی ندارد
وای که چقدر دل�
سرد است
مثل آن کلاغه تنهاست ، دل�
نمی دانم دارد توى برف ها
به دنبال چه می گردد .....!!
برف سفید
روزگار سیاه
دل خون
قلب تنها
دیگر چه می خواهم از خدا ..............!!!!!!!