من آسمان را نمى خواه�
دلِ دريايى ات برايم كافى ست
به چشمانت ، خيره شده ا�
نمى دانى ..........
اگر نگاهت نبود . جان داده بود�
اينك ، عطرِ حسِ وجودم را
كه عطرِ شقايق هاىِ دشتِ غروب است
در سبدى به نام قلبم مى گذار�
و …………..
به قلبِ با شكوهت ، تقديم مى كنم