دارم ب این فک میکنم وقتی 40سالمون شد چ خاطره ای از دوران جوونیمون داریم واسه تعریف کردن؟؟؟
دو روزه بغض نمیذاره غذا از گلوم بره پایین..نمیدونم چرا یهوویی اینجوری شد؟؟
زندگیم داره زیر و رو میشه...چقد کنار اومدن با حکمت خدا سخته..فکرشم نمیکردم...
غصه ی روزایی رو میخورم ک میتونستم خوش باشم ولی با خربازیام خرابش کردم...
همیشه بخند...دلت خوشه دختر...گند خورد وسطش...
روزای آخریه ک پیشتونم.نتم تموم شه دیگ وصلش نمیکنن..
بقران بدون شما دق میکنم من