s
shadi ۱۰ سال پیش
پیام

یه روز یه ادم فقیر سه تا پرتقال خرید اولی رو پوست کند خراب بود دومی رو پوست کند خراب بود بلند شد چراغ اتاق رو خاموش کرد و پرتقال سومی رو بدون اینکه نگاش کنه خورد*گاهی وقتا باید خودمونو به نفهمی و ندیدن بزنیم تا بتونیم زندگی کنیم*(شادی آجی شایان خان رسولی)

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.