چه حس خوبیست
لمس نفس های تو
وقتی در اعماق آغوشت
به دستان تو زنجیر میشو�
و میهمان بازوان آشنای تو میمان�
تا انتهای خواستنهای رویایی
و بوسههای بی تکرار
و لبخندهای طولانی
چه شاعر میشو�
وقتی به تو فکر میکن�
و چه تفسیر زیباییست زندگی
وقتی از زاویه شعر تو
به آن مینگر�
من غزل غزل ترانه میشو�
وقتی به جنون دوست داشتنت میرس�
پر از آرایه و قافیه و ردیف
و اندیشه ام چه رنگ زیبایی میگیرد
وقتی در اعماق وجود نازنین تو
به پرواز در میآی�