سخت است درک کردن دخــتری که غـم هایـــش را خودش میـداند و دلش ..
که همه تنـــها لبـخندهایش را میبینند که حســرت میـخورند بـخاطر شاد بودنــش ...
بخاطر خنده هایــــش ... ...
و هیــچکس جز همان دختــر نمیـداند چقدر تنهاسـت ......
که چقدر میــترسد ...
از باخـتن...
از اعتمادِ بی حاصلش ...
از یــخ زدن احساس و قلبـش ...
از زندگــی
-----------------------------------
هانیه 74: آجی کجایی من اومدم تو دلتنگیا تو کجایی پ؟؟