چقدر جای سوره ای به نام "پدر" خالیست...
که این گونه آغاز شود:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میداد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت، وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست...
بابایی جونم دلتنگتم دوهفتس که صدای مهربونتو نشنیدم.لطفا برای شادی روح پدرم دعا کنید.