چشمای منتظر به پیچ جاده.. دلهره های دل پاك و ساده..پنجره باز و غروب پاییز ..نم نم بارون تو خیابون خیس..یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میكوبه ..سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه..غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ..برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده..تو ذهن كوچه های آشنایی ..پر شده از پاییز تن طلایی..تو نیستی و وجودم و گرفته..شاخه خشك پیچك طلایی..یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میكوبه..سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه..غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ..برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده