s
saeed ۱۱ سال پیش
پیام

ﺩﮐﺘﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﻓﺖ، ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ پدرت ﺑﻪﻋﺮﻭﺳﯽ ﻧﯿﺎﯾﺪ !
ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺶ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺳﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺮﺝ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﻨﺪ بشدت و با سختی زیاد کار میکرد.و ﺣﺎﻻ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺮﻁ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ پدرم ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ !!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ؛ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺩﺳﺖ پدرت ﺭﺍ ﺑﺸﻮﺭ...!
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺑﯿﺎ ﻭ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ.. ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ پدﺭﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ..
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ پدرش ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷدت کار برای ﻣﺮﺩﻡ ﭼﺮﻭﮎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺗﺎﻭﻝ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺗَﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﻪ ﻟﺮﺯ ﻣﯿﻔﺘﺎﺩ .
ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩُﺭﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﻬِﻢ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﯼ !
ﻣﻦ پدرﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻢ ..
ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻥ جوانی ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ( ﺁﯾﻨﺪﻩ )ﻣﻦ ﺗﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩ !!
فدای تمام پدران پاک سِرشت

M
Mani ۵ سال پیش
پیام

بابا جوووووون... دوست دارم یه عالمه❤️❤️❤️روزت مبارک...
راستی... یه لپتاپ پیدا کردم 2 میلیون... دیروز اتفاقی یه بنز باحال هم پیدا کردم،کلا یه میلیارد بود... یه گوشی آیفون 11 پرو هم دیدم به اندازه ی یه کلیه می ارزید... ولی حیف که پول ندارم... داری قرض بدی؟
سلامتی باباهایی که برای بچه هاشون هیچی کم نذاشتن.

گ
پیام

پدر
پدر کیه؟
تا حالا بهش فکر کردین؟
اگه بخوایم به صورت واقعگرانه به نقشش تو زندگیمون نگاه کنیم ، باید برای دقایقی نبودش رو فرض کنیم:
خوب ، اولین مشکل ، مشکل مالی پیش می یاد . کی باید خونه رو بگردونه ؟ کی باید تامین کننده وسایل مورد نیاز خونه باشه ؟
بعد مسئله مالی ، تازه واقعا از خواب بیدار میشیم : چی شد؟؟؟ پدرم؟ الان به کی تکیه بدم؟ وقت مشکلات ، وقت شادی ، . وقت غم به کی تکیه کنم؟
بزارید یه مثال برای خودم بزنم:
یکی از دکتر های ایرانی تعریف می کرد که ؛ پدرم یه کارمند دولت هستش . چند روز پیش بهم زنگ زد . بعد حال و احوال و حرف های همیشگی ، بهم گفت : پسرم ، این روز ها مشکل مالی نداری ؟ این ماه حقوقم زیاد عه . می خوای برات بریزم ؟
بگم خشک شدم ، دروغ نگفتم . من مطمئنن به پول یک یا 2 ملیون پدرم نیاز ندارم . خودم روزی با عمل هام چند ملیون در می یارم .
ولی
ولی باورتون میشه وقتی این اعتماد رو داد ، پشتم گرم شد؟
فهمیدم وقت نیاز ، وقت سختی ، می تونم به یه ادم نه
به یه کوه تکیه کنم؟
یادم اومد من یه بار به پدرم این حرف رو نزدم ! من آخرین سری کی کابینت خونه مادرم رو چک کردم که چیزی کم و کسر دارن؟
با صدای الو الو پسرم های پدرم به خودم اومدم . گوشی خیس شده بود . نفهمیده حال و هوام بارونی شده بود . با حال خرابم گفتم : نه بابا جانم ...
سایه تو بالای من هست ، دیگه دنیا رو هم نمی خوام ....
ممکنه کسی که این متن رو می خونه ، پدرش رو از دست داده باشه . ولی ممکن هم هست یکی مث من ، به خودش بیاد .
سلامتی والدینمون ، که نه تکرار میشن ، نه تکراری...
یا علی
ساعت 4:50 دیقه صبح

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.