بدترین لحظات عمرمو دارم میگذرونم...پر از استرس و دلهره...
هرشب تا صبح بیدارم و به صدایِ نفسایِ مادرم گوش میکنم...
باورش سخته؟؟؟
ولی حقیقته...
یه بار دور از جونش تا پایِ مرگ رفت و برگشت...
میترسم...
میترسم مثلِ اوندفعه باز نفسش قطع بشه و پیشش نباشم...
میترسم تنهام بزاره...
تو رو خدا قدرِ مادراتونو بدونید...
واسه سلامتیِ همه مادرایی که بیمارن هم دعا کنید...