اقا جشمتون روز بد نبینه
ما با دختر شهردار منطقمون رفیقم شدیم
همش بهش میگفتم که به بابات بگو بیاد این کوچه ما رو آسفالت کنه و بگو کوچه همکلاسیمونه...
تا این که اومدن بازدید من رفتم دم در طرف پرسیده کوچتون چند متره منم حواسم نبود گفتم من که به ر...دختر آقای ف...متراژشو گفت�
خلاصه هیچی دیگه الان دوروزه خونمون افتاده تو طرح میخواد از وسط خونه کوچه رد بشه!!!!
الانم تو چادر نشستیم دم خونه!!!!!!