اینکه گوشه گوشهِ کتابها و جزوه هام یه عاشقانه ای واسم نوشتی..
اینکه هر اهنگِ عاشقانه ای که گوش میدم یادم میاد که میگفتی حرفِ دلته به من..
اینکه وقتی اسمی شبیهِ اسمت میشنوم.. تمامِ وجودم پر از تمنایِ خواستنت میشه..
اینکه هربار قهر میکردم..چه حق با من بود و چه نبود..پاپیش میزاشتی و میگفتی طاقت قهرامو نداری..
اینکه روم غیرت داشتی و حتی به کوچکترین چیزها هم حسادتِ عاشقانه میکردی...
اینکه اگه چند ساعت منو نمیدیدی..حالت بد میشد و میزدی به سیمِ اخر...
اینکه اگه گوشیم خاموش میشد حتی واسه چند دقیقه..زمین و زمانو بهم میدوختی و عصبانی میشدی..
اینکه با هر برف و بارونی..با یادِ طنین قدمهات و دستایِ گرمت که از دستام جدا نمیشد...خاطره دارم...
همه اینها و هزار تا خاطره دیگه...روزی هزار بار منو میکشه...
حالا که نیستی...میفهمم کیو داشتم....تازه فهمیدم که تو همه چیزم بودی...
دوستت دارم عزیزترینم...