امروز تو حیاط مدرسه نشسته بودیم با دوستم ،داشتیم حرف میزدیم هوا هم یکم سر بود ماهم وسط حیاط طوری نشستیم که پشت من به افتاب بود و صورت دوستم روبروی افتاب... حالا مکالمه ما:
دوستم:نـــــــــگار خیلی دلم گرفته...
(ســــــــــــکوت طولانی)+(زل زده بود تو چشم های من)
(منم حس نوع دوستیم گل کرد: چی شده دریا؟چیزی میخوای بگی بگو...
دوستم:نه بابا فقط خیلی افتاب تو چشمم بود گفتم حد اقل تو رو ببینم افتاب تو چشمم نیوفته
.
.
.
.
من: :((((( یعنیااااااااا لـــــــــــــه شدم ... خورد شدم...شکستم اصن