اونایی که با خونشون پشت عدو به خاک رسید
به جای نعش پاکشون استخون و پلاک رسید
اونا که در کلاس عشق با گریه ثبت نام شدن
جای قلم تفنگ به دست فدایی امام شدن
اونا که بی صبرانه پا در وادی عمل زدن
شبیه قاسم جرعه ی احلی من عسل زدن
به اونا که فاطمه گفت لحظه ی آخر ولدی
تو رو خدا آهای جون خونشون رو هدر ندی