چند وقت پیشا عروسی دخترعمه مامانم بود دعوتمون کرده بودن منم نمیخواستم برم کلی بهانه واسه واسه مامانم آوردم که فامیل دوره،بیام تحویلم نمیگیرن،من امتحان دارم و اینا!
مامانم رفت منو توجیه کنه گفت:ببین دخترم من که تو رو جایی نمیبرم که سکه روی یخ بشی.. سنگ یه پول بشی!!(سکه یه پول و سنگ روی یخ!!)
البته آخرشم به زور منو بردن کلیم خوش گذشت!!:دی