یکی میمیره ، شب اول قبر فرشته ها میان بالاسرش میگن چی میخوای؟میگه تشنمه ، میگن برو بالای اون کوه هرچقدر میخوای آب بخور! خلاصه میگذره شب سه و هفت هم به همین صورت . . . تاشب چهلم میرسه. باز فرشته ها میان میگن چی میخوای؟ پسرمیگه آب میخوام! میگن برو بالای همون کوه ولی قطره قطره آب بخور! پسرمیگه چرا قطره قطره؟ فرشته ها درجوابش میگن: شب اول خانوادت واست گریه میکردن ، شب سه و هفتم رفیقات واست گریه میکردن اما شب چهلومت فقط مادرته که قطره قطره واست اشک میریزه و بقیه فراموشت کردن! سلامتی همه مادرا ! ای تف به این روزگار