از دل سرد مدينه قلب حيدر داغ شد//در ميان شعله ها آيات كوثر داغ شد
از شرار دشمني مردم بي چشم و رو//خانه آل پيمبر داغ شد در داغ شد
ببعد پيغمبر هم اينكه بيت حق آتش گرفت//قصه ي آل علي تا روز محشر داغ شد
آتش از پائين در مي رفت تا بالا و بعد//نيمي از در سوخت كم كم ميخ بدتر داغ شد
فاطمه در پشت در فرياد مي زد ياعلي//دست حايل كرد پشت در ولي سر داغ شد
از حرارت چادر خيرالنساء آتش گرفت//گوشواره داغ شد سنجاق معجر داغ شد
درب از جا كنده و افتاد روي فاطمه//ميخ در كار خودش را كرد و مادر داغ شد
آتش در شعله زد تا محشر كرببلا//تا به ضرب دست سنگين روي دختر داغ شد
ريسمان بر گردن حيدر كه مي انداختند//از تب رگهاي گردن تيغ خنجر داغ شد
ريسمان را مي كشيدند و علي مي ديد كه//لحظه ي خنجر كشيدن روي حنجر داغ شد
حاج محمود کریمی