زندگیِ گلّهای، آدمای فلّهای
یه عمره ول معطل، با این مُخای مختل
دلخوشی شون قیافه، تو ژستن و کلافه
نه فکری نه سؤالی، تو دنیای خیالی
بیدارن و خواب میبینن، سایه رُ آفتاب میبینن
آخرِ کَل کَل و کُرکُری، عاشقِ لات و قلدری
از بس خطری و خلافن، یه پخ کنی غلافن
از روزگار ملولن، تو خودشون میلولن
زندگی شون ضدحاله، یا تو چاهن یا چال
بیاین از خدا بخوایم مغز هامون را در راه خودش درست کنه
یا علی