reih@neh.m ۱۲ سال پیش
پیام

من عقابی بودم که نگاه یک مار سخت آزارم داد بال بگشودم و سمتش رفت�
از زمینش کند�
به هوا آورد�
آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد در نوک یک قله، آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه بروزم آورد عشق، جادویم کرد زهر خود بر من ریخت از نوک قله زمین افتاد�
تازه آمد یادم، من عقابی بود�

م
مریم ح ۵ سال پیش
پیام

میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.