دیروز امتحان داشتم یه سوالو شک داشت�
،من به جلوییم:(پسر بود)آقا...؟
هیچی نگفت
چند دیقه بعد:خوشتیـــب....؟
دوباره هیچی نگفت
یکم بعد:پســـــــر خـــــــــــوب...؟
بازم کر بود
من:پیــــــــــــــــــــــس؟؟؟0_o
نه انگار نمیخواست جواب بده
- اوهـــــــــــــــوی باتوام گلابی
اون:مگه مریضی؟؟میمیری مثل آدم صدام کنی؟
من:صدات کردم ولی نشنیدی حالا بگو جواب سوال 3 چیه؟؟
اون:بهت جواب نمیدم تایاد بگیری با یه آقای محترم چطوری حرف بزنی. من:کصــــــــــــــــــــــاااااااااااااافط.
دو روز بعدش امتحان زبان داشتیم.
همون پسره:خانوم رحیمی؟
من:......
3دیقه بعد:مهسا خانوم؟
من:.........
6 دیقه بعدش دوباره اون:بابا مگه نمیشنوی؟؟
و همچنان من:.................................
پســــره:بابا خرمگس باتوام؟؟؟
من:بلــه بــله؟؟؟؟؟؟؟؟ با کی بودی؟؟
اون:با اون استاده،ببخشید سوال12 چی میشه؟
من:بهت نمیگم تا یاد بگیری با یه خانوم محترم چجوری حرف بزنی.
مـــن:استـــــــــــــــــاد....؟؟؟:)))
این آقای پشت سر من بهتون گفت خرمگس.
(اسم پسره سهیل بود) استــــــــــاد: چی؟ سهیـــــــــــــــــل...؟؟
سهیل با ترس و لرز:بعلــــــه استاد؟؟:((( استاد:برو مشروطی
سهیل:اما استاد....
استــــاد:استادو مرض این ترم مشروطی یالا گم شو بیرون تا شوطت نکرد�
سهیل:(((
من:)))))))))))))))))
باید با همچین پسرایی اینطوری رفتار کرد تا ادب شن.نا گفته نمومنه فرداش هر4تا لاستیک پرایدم پنچربود(بعـــــــــــــله پرایدم دارم ^ــــــ^ البته مال آبجیمه)