l
lOvE KiNg
۱۲ سال پیش
پسری راداشتند اعدامش میکردندو به گریه های مادرش میخندید...
به یادوقتی می افتاد که دربچگی مادرش میگفت:پسرم خنده های توشادم میکند
پسری راداشتند اعدامش میکردندو به گریه های مادرش میخندید...
به یادوقتی می افتاد که دربچگی مادرش میگفت:پسرم خنده های توشادم میکند
کاری که به تو مربوط نیست یعنی به تو مربوط نیست دیگه
راستش اصلا خجالت میکشیدم تو رویِ بعضیا نگاه کنم
واسه همین همش خودم رو میزدم به اون راه
خیلی از کارهایی که مردم میکنن
فقط میتواند سرگرم کننده باشد...
اگر همه اونو به عنوان مسئله قبولش کنن قابل قبوله...
کاری که انجام میدی آیندتو میسازه پس بهترین رو انجام بده
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.