داداشم رو بهونه کرده بودم و داشتم از شبکه ی پویا کارتون میدیدم ( بچه خودتونید !!! من دانشجو هستم )
بعد نیم ساعت بابام میگه بزن یه کانال دیگه ببینیم چی داره ...
میگم داداشی داره کارتون میبینه ...
دیدم یه جوری بهم نگاه میکنه
خوب که نگاه کردم متوجه شدم داداشم رفته پشت کامپیوتر داره به کاراش میرسه
هیچی دیگه از اون موقع دارم دنبال یه واحد اکازیون توی افق میگرد�
پول پیش ندارم ... عوضش اجاره ی بیشتری مید�
هرکی سراغ داره لایک کنه ؛)