چرا مادرمان را دوست داریم :
چون شب های امتحان و کنکور پا به پای ما کم می خوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند.
به خاطر این که موقع سربازی رفتن ما، گریه می کند و نذر می کند و پوتین هایمان را در هر مرخصی واکس می زند.
چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می کنیم شاخ غول شکانده ایم.
چون موقع مطالعه عینک می زند و پنج دقیقه بعد، در حالی که عینکش به چشمش است، می پرسد: این عینک منو ندیدین؟