دکتر گفت : باید پایت را قطع کنیم.راننده کامیون که در بین راه از سرما یک پایش یخ زده بود از حرف دکتر خنده اش گرفت.دکتر گفت : چرا میخندی؟راننده کامیون گفت وقتی 5 __6 ساله بودم دنبال یک گنجشک کردم.گنجشک به حفره ای که در دیوار حیاط بود پناه برد.من دستم را داخل حفره کردم و گنجشک را گرفتم هنگام بیرون اوردن گنجشک یک پای آن از بدنش جدا شد.در همین موقع مادرم فریاد زد :وااای! پای بچه ام قطع شد.من که میخندیدم گفتم :پای من که کنده نشد ، پای این گنجشک قطع شد!