مینویسم بخاطر دل خود�
بهش گفتم حالا که اومدی دیگه بهت اجازه نمیدم که بری!!
گفت اومدم که بمونم واسه همبشه!!
راست میگفت موند... اما خاطراتش...
همیشه میگفت کاش یکی بود که فقط با یکی بود اما انگاری خودش این حرفشو قبول نداشت...
باورم نمیشد که بره اما رفت و یه نگاهم به پشت سرش نکرد...